تبليغاتX
انعکاس
 

پوست اندازی سوریه

سوریه در حال پوست اندازیست و طوفانی که برآمده از بادی ست که بشار اسد مسبب آن قلمداد میگردد، گریبان حاکمیت تمامیت خواه را محکم تر از گذشته گرفته و این حکومت را در سراشیبی سقوط قرار داده است. به راستی بشار جوان و البته خام با مردم خود چه کرده است؟ اسد چه کرده است که مردمش آرزوی حضور ناتو در خاک سوریه را در سر می پرورانند؟ سوریه آبستن حوادث دردناکی بوده و به گمانم خواهد بود.... سرنوشت اسد را میتوان با بن علی، مبارک و البته مرد هزارچهره لیبی به مقایسه نشست.... طوفان، اسد را نیز با خود خواهد برد مگر  این که او به "خواست گروه های مردمی" تن دهد.... آیا تن خواهد داد؟به گمانم تمامیت خواهی او، عاقبت او را واضح تر از همیشه پیش روی همگان قرار داده است.... به طوری که می توان چنین گفت: اسد، به پایان سلام کن".



 

نوشته شده توسط احمد محمدزکی در چهارشنبه شانزدهم آذر 1390 ساعت 0:4 موضوع | لینک ثابت


جامعه شناسی مردم مدار و حوزه عمومی

مطلبی که در روزنامه شرق چهارشنبه 90/9/2 به چاپ رسید:

چند صباحی است که از تشکیل کارگروه جامعه شناسی مردم مدار در انجمن جامعه شناسی ایران می گذرد و این کارگروه توانسته است با برگزاری جلسات نقد و یا نشست های علمی در گذشته و پیش بینی این گونه جلسات در آینده، مخاطبان خود را یافته، با ایشان به "گفتگو" نشسته و در میان ایشان گفتگو را موجب شود. در این مقام آنچه از رهگذر این گفت و شنود مهم به نظر می رسد و در این نوشته سعی بر بسط آن خواهد بود، وجود نسبتی است که میان این نوع از "جامعه شناسی" و "حوزه عمومی" برقرار بوده و از این رهگذر تلاش خواهد شد نسبت میان "حوزه عمومی"(Public Sphere) و جامعه شناسی مردم مدار(Public sociology) مورد توجه و مداقه قرار گیرد تا به فهمی بهتر از جامعه شناسی مردم مدار و درک عمیق تر از اهداف مترتب بر این گونه از جامعه شناسی منتج گردد.

در این راستا جامعه شناسی مردم مدار را همان گونه که بوروی(Burawoy) تعریف نموده است می توان علمی دانست که دغدغه اش "گروه های مردمی" و روشش آمیختن با آنان است(بوروی، 1387: 168) و وظیفه اصلی آن ایجاد گفتگو بین جامعه شناسان و مردم می باشد(بوروی، 1387). جامعه شناسی مردم مدار یکی از انواع جامعه شناسی(حرفه ای، سیاست گذار، انتقادی، مردم مدار) تلقی می گردد که با ظهور بحران در جامعه شناسی و فاصله گرفتن از "مسائل و مشکلات ملموس اجتماعی و تغییر جهت به سمت کلان گویی های مبهم و یا تجربه گرایی انتزاعی(بوروی، 1387: 175)، در قرن 19 پا به عرصه وجود نهاده و درصدد است، "گفتگو" نماید و "گفتگو" را موجب شود و از خلال این گفت و شنود، "آموزش متقابل"(میان جامعه شناسان و مردم) را به منصه ظهور برساند. به عبارت دیگر جامعه شناسی مردم مدار در پی آن است که فضا ـ زمانی را پدید آورد که مشوق گفتگو و بحث آزاد باشد و از کشیدن دیوارهای فکری میان گروه ها و گرایش های گوناگون فکری خودداری کند. ایجاد چنین فضا ـ زمانی گامی اساسی در راه شکل دادن به آن چیزی خواهد بود که فلسفه اجتماعی و جامعه شناسی "حوزه عمومی" می نامند(میرسپاسی، 1388).

اگر حوزه عمومی را فضا ـ زمانِ "کنش ارتباطی ـ عقلانی"، "مفاهمه"، "استدلال" و "بازنگری در خود و برساخت هایمان" قلمداد نماییم، جامعه شناسی مردم مدار با دامن زدن به ظهور حوزه عمومی، می تواند سبب ساز این امور شود. در این راستا "زبان ارتباطی" ساری و جاری در "کنش های ارتباطی ـ عقلانی" موجود در این حوزه به واسطه جامعه شناس مردم مدار به زبانی"همه فهم" بدل خواهد شد. زبانی که به واسطه نقش فعال جامعه شناس مردم مدار، ارتباط میان کنشگران و بازیگران موجود در حوزه عمومی را تسهیل نموده و با ایجاد این ارتباط، گفتگو و کنش متقابل، "علم عرفی" را به "عرف علمی" بدل و به بازیگران عرضه خواهد نمود. به طوری که آن "ستانده" و این "برون داد" موجب فهم بهتر از "جهان زیست" را فراهم خواهد آورد.

به سخن دیگر، گویی در این حوزه، جامعه شناس مردم مدار زمینه "آشنایی زدایی"(اپوخه استعلایی) را فراهم آورده و از این رهگذر، مسائل همگانی توسط کنشگران مورد مداقه قرار خواهد گرفت و "بینش جامعه شناختی" جهت استقرار جهانی بهتر، درک عمیق مسائل و مشکلات، درک عمیق از خود به عنوان بازیگری اجتماعی و درک بهتر محیط پیرامون، به عنوان ابزاری مشترک در دسترس همگان قرار خواهد گرفت. این امر می تواند به پروسه "رهایی بخشی" منجر شده و به عنوان یکی از "دال های مرکزی" جامعه شناسی مردم مدار، "شی شدگی" حاصل از فرایند مدرنیزاسیون را درهم شکند.

در این راستا، " جامعه شناس حوزه عمومی"(جامعه شناس مردم مدار)، چه در طرح مطالب و چه در بیان آن ها، گفتگو و دیالوگ با اقشار وسیع تری از مردم را مد نظر قرار خواهد داد(میرسپاسی، 1388). در ادامه می توان از آنتونی گیدنز، سی رایت میلز، دوبوا، گونار میردال، دیوید ریزمن، رابرت بلا، رابرت پارک، ریموند آورن، پیر بوردیو و آلن تورن(بوروی، 1387)، از یک سو به عنوان جامعه شناسانی که مخاطبانی عام تر از اهالی دانشگاه داشته اند و از سوی دیگر از روشنفکرانی همچون نوام چامسکی، ادوارد سعید و ریچارد رورتی(میرسپاسی، 1388) به عنوان نخبگانی که به زبان غیرتخصصی و همه فهم به طرح دیدگاه های تخصصی خود پرداخته اند، به عنوان جامعه شناس ـ نخبگان مردم مدار، سخن به میان آورد.

در انتها نیز ذکر این نکته خالی از لطف نخواهد بود که "جامعه شناس مردم دار" در حوزه عمومی، از ارزش خاصی دفاع نخواهد کرد و در واقع جامعه شناس مردم مدار "گفتگو میان ارزش ها" را با "بی طرفی ارزشی" دنبال خواهد نمود.

جامعه شناسی مردم مدار را می توان نیاز روزگاری دانست که جامعه شناسی به معنای عام آن بیش از همه وقت از موضوع اصلی خود یعنی "مردم و جامعه" دور گردیده است.




 

نوشته شده توسط احمد محمدزکی در چهارشنبه دوم آذر 1390 ساعت 20:30 موضوع | لینک ثابت


کژی ....!

خبر مفقود شدن حدود 7 هزار میلیارد تومان(امیر منصور آریا + تامین اجتماعی) از دارایی های این سرزمین چیزی نیست که به این آسانی از حافظه هوشمندان این دیار محو شود.....خبری که، هر کسی را که دلی در گرو این سرزمین دارد، دل آزرده و دیدگان بسیاری را با اشک هم نشین نمود.....
فارق از سخنانی این چنین که بوی "از دل برخاستن" میدهد، می توان به این "پدیده" از زاویه دیگری هم نگریست و آن زاویه، زاویه "علم" می باشد(باشد که از این زاویه به هاویه نرویم). به بیان دیگر این پدیده را می توان با توسل به مفاهیمی هم چون "کارکرد و کژکارکرد" موجود در علم جامعه شناسیِ دوست داشتنی، تفسیر نمود... از این دریچه، این پدیده خبر از "کژکارکردی" نهادینه شده در بطن "نهادهای جامعه ـ ساخته" داده و از این رهگذر قابل توضیح خواهد بود. در نگاهی دیگر، نهادهای مالی و اقتصادی این سرزمین به جای ساماندهی معیشت مردمان این دیار(کارکرد)، "نان جوین ایشان را به خون جگر آغشته نموده اند و اغیار را محرم به خزانه"(کژکارکردی) ..... و این کژکارکردی را می توان نشات گرفته از "تفکر کژکارکرد" گرداننده این سیستم مالی دانست... مگر نه این است که "اندیشه در غایت..... پروردگار همه پدیده هاست".....
اما پرسش اینجاست که این تفکر کژکارکرد چرا و چگونه به مسند می نشیند تا کژکارکردی دیگری را موجب شود و دور باطلی از کژی ها را رقم زند و مردمان دیاری را کژ گرداند و... !
پاسخ اینجاست: کژی، کژِی می آورد!
گویی در بطن "جامعه ای که دستاورد ماست"، "توافقی" پنهانی میان "کژی با کژی" صورت پذیرفته و ما تولیداتی از نوع دیگر را از دستور کار خارج نموده ایم... .
.... کژِی را ما مسببیم.


 

نوشته شده توسط احمد محمدزکی در سه شنبه هفدهم آبان 1390 ساعت 22:35 موضوع | لینک ثابت


فوتبال، صدا و سیما و خیلی بیشتر از سه نقطه

... "انگشت نما" شدند و صدا و سیما نیز با وسواس غیر قابل باوری!!!، خود، یک اجتماع و فرهنگ را نیز انگشت نما نمود..... این در حالی است که همه این انگشت نما شدن ها، جای درنگ و تامل در "خود" را برایمان آشکارتر و این پرسش ها را در ذهن ایجاد می نماید که: "ما چگونه و چرا چنین شدیم؟"، "آن انگشت نما شدن به چه دلیل و این انگشت نما شدن به چه قیمتی؟"، "اخلاق با جامعه ما دارای چه نسبتی است؟"، "این تورم فرهنگی  از کدام عفونت تاریخی حکایت دارد؟"...

به سخن دیگر آنچه می توان از این دو رخداد استنباط نمود آن است که این دو "صحنه و متن "از "پشت صحنه" پرسش برانگیزتری حکایت دارد... پشت صحنه ای که بسان آینه، اندیشیدن به "خود"، "اخلاق" و "دستاوردهای اجتماعی یمان" را، در برابر دیدگان بهت زده ما قرار داده است.... همین!


 

نوشته شده توسط احمد محمدزکی در جمعه سیزدهم آبان 1390 ساعت 17:37 موضوع | لینک ثابت


زبان: انعکاس ذهن اجتماع

زبان را می توان آینه ذهن و تفکر یک جامعه دانست. به عبارت دیگر از طریق زبان می توان به پسِ ذهن یک اجتماع پی برد. زبان به عنوان "برساختی اجتماعی"(ساخته شده توسط جامعه) حاوی داده هایی است که با کنکاش در آن ها می توان پرده از اسرار نهان در ذهن یک اجتماع برداشت. به سخن دیگر کافی است برخی از جملات، کلمات و یا مفاهیم موجود در زبان "جمعی یمان" را مورد توجه قرار دهیم.... لابد اولین چیزی که به ذهنتان خطور می کند پدیده " پَ نَ پَ" می باشد......! لاجرم خواهید گفت" پَ نَ پَ"!!!!! ...........
موارد بی شمار دیگری نیز از این دست قابل رصد شدن هستند، فقط کافی است کمی به گفتنی های "اجتماع­ ساخته ­یمان"، "گوش"  دهیم و کمی "بیاندیشیم"...... آن گاه با خود خواهیم گفت: "در پس ِذهن جامعه ما چه می گذرد؟" .... و این سرآغاز شگفتی و حیرت خواهد بود....   زبان "رسواکننده" یک جامعه است و از طریق آن می توان گره های سیاه تاریخی و جمعی یک جامعه را بازشناخت ... زبان"انعکاس دهنده" آرمان ها، ارزش ها، بی ارزشی ها، آرزوها، سرگشتگی ها، دردها، دغدغه ها و... یک جامعه می باشد.
.... و پرسش اینجاست که "زبان سیال، منعطف و ایهام دار پارسی" از کدام راز پرده بر میدارد؟


 

نوشته شده توسط احمد محمدزکی در یکشنبه هشتم آبان 1390 ساعت 19:58 موضوع | لینک ثابت


"عکس" و "واقعیت اجتماعی"

دوست عزیزم میعاد خان نوحه خوان در وبلاگش مطلبی در خصوص "عکس" و "واقعیت اجتماعی" قرار داده که به نظرم خیلی جالب توجه بود. جالب بودن این مطلب را می توان در رابطه میان "عکس" و "واقعیت اجتماعی" دانست. عکس "آیینه" ماست و "ما" را در برابر "خودمان" به "تماشا" وا میدارد. عکس، گاهی ما را در برابر خود خودمان(بخوانید خود واقعی یمان) به زانو، به گریستن، به مویه، به غصه، به قصه(تولید روایت) و به اندیشه و بازاندیشی در خود، وادار می کند. کافیست نگاهی به آرشیو عکسهای شخصی و یا جمعی یمان بیاندازیم. یک عکس میتواند نمایان گر "معرفت" و "داشته های" اجتماعی ما باشد. خیلی نیازی نیست ذهنمان را برای یافتن مثال به دور دست ها رهسپار سازیم...... اگر شد همین حالا تصویری از شهرمان، ساختمان هایش، خیابان هایمان، پارک هایمان، ترافیک دوست داشتنی یمان(!!!!!)، پیاده راه یمان، عکس های دسته جمعی یمان، عکس های مربوط به عزا و عروسیمان و... را مشاهده کنید تا در برابر خودتان و خودمان قرار بگیریم ..... خود خودمان.... برخی عکس ها حتی "دروغ" بودن ما را تجسمی عینی می بخشند.... و ما را "دروغ هایی متحرک" می نامند ....

به "عکس" بیشتر بیاندیشیم .... بلکه خود را و "مای جمعی یمان" را بهتر بشناسیم .....




 

نوشته شده توسط احمد محمدزکی در جمعه ششم آبان 1390 ساعت 0:47 موضوع | لینک ثابت


قذافی: یک توهم

قذافی سیلی خورد و کشته شد..... سیلی به صورت قذافی را می توان سیلی به صورت یک قوم محسوب نمود... به سخن دیگر مردم لیبی نه به صورت قذافی که به صورت خود سیلی زدند ... قذافی نماد بیرونی معرفت اهالی لیبی بود و آنها به خود سیلی زدند تا از رخوت رهایی یابند.... آیا در لیبی دیکتاتوری دیگر ظهور نخواهد کرد؟ آیا اهالی لیبی دیگر به صورت خود سیلی نخواهند زد؟ آیا در لیبی، بار دیگر "توهم" بر مسند و اسب مراد نخواهد نشست؟ زمان پاسخ این پرسش ها را خواهد داد و البته آنچه در حال حاضر به عنوان پدیده های اجتماعی در لیبی قابل رصد شدن هستند.....  


 

نوشته شده توسط احمد محمدزکی در دوشنبه دوم آبان 1390 ساعت 23:54 موضوع | لینک ثابت


انعکاس

معتقدم آنچه در بیرون از ما انسانها رخ می دهد بازتابی از اندیشه ها، آمال و آرزوها، دردها، دغدغه ها، تعاملات و به عبارتی بازتابی از "معرفت اجتماعی و فضایی" ماست. در عین حال ما نیز بازتابی از این معرفت های ظهور یافته می باشیم. به عبارتی در یک کنش متقابل، ما و پدیدارها، تولید شده و تولیدکننده یکدیگر محسوب می شویم. در این خصوص با نگاهی به پدیده های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، زیستی و... در خواهیم یافت که این پدیده ها دست پرورده "انسان" به طور عام و انسان ایرانی به طور خاص می باشند و در عین حال این پدیده ها پس از ظهور و استقرار در بیرون از ما، به عنوان واقعیتی اجتماعی و سرزمینی، دست به کار تولید و بازتولید ما، تجربه زیسته ما، جهان زیسته ما و... برده و ما را مجددا خلق می نمایند و این گونه "خلق مدام" را می توان به نظاره نشست و "نهاد ناآرام جهان" را مطالعه نمود.



 

نوشته شده توسط احمد محمدزکی در سه شنبه بیست و ششم مهر 1390 ساعت 23:59 موضوع | لینک ثابت